بازگشت شرلوک هلمز ـ نویسنده‌ای که شخصیت مُرده را احیا کرد

بازگشت شرلوک هلمز ـ نویسنده‌ای که شخصیت مُرده را احیا کرد

تاریخ بلاگ


داستان بازگشت شرلوک هلمز مجموعه‌ای است از سیزده داستان درباره کارگاه شرلوک هلمز، که پیش از انتشار به شکل کتاب، هر قسمت آن جداگانه – بین سال‌های ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۴ – در دو مجله استراند (در انگلیس) و کالی‌یر (در ایالات متحده امریکا) منتشر شده بود.


نویسنده این شخصیت را زنده کرد، چون ماجراهایش بسیار بیشتر از آنچه فکرش را می‌کرد به زندگی خود او پیوند خورده بود. منظورم آرتور کانل دویل است که هفتم مارس سال ۱۹۰۵ داستان بازگشت شرلوک هلمز او، در لندن به شکل کتاب منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای است از سیزده داستان درباره کارگاه شرلوک هلمز، که پیش از انتشار به شکل کتاب، هر قسمت آن جداگانه – بین سال‌های ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۴ – در دو مجله استراند (در انگلیس) و کالی‌یر (در ایالات متحده امریکا) منتشر شده بود. گفتم کانل دویل این شخصیت را زنده کرد، زیرا کارآگاه هلمز حدود یک دهه قبل در داستان «مشکل نهایی» (۱۸۹۳) به قتل رسیده بود. گویا نویسنده در آن مقطع از زندگی‌اش از این شخصیت خسته و دلزده شده بود و مصمم بود که دیگر داستانی درباره‌اش ننویسد و اساساً کاری به کارش نداشته باشد. اما شرلوک هلمز بخشی از زندگی نویسنده‌اش بود و شاید تنها دلیل شهرت و اعتبار او. همچنین بسیاری از دوستان نزدیک کانل دویل و هزاران خواننده پیگیر از سراسر دنیا به احیای این شخصیت، و به نوشتن داستان‌های تازه با محوریت او اصرار می‌کردند و حتی برخی از آنان انجام این کار را وظیفه اخلاقی نویسنده و بخشی از تعهدش به خوانندگان می‌دیدند (خواننده عزیز این یادداشت این نکته را در نظر بگیرد در دوره‌ای که از تلویزیون و رادیو خبری نبود، خواندن داستان‌های دنباله‌دار در نشریات چه جایگاه مهمی در سرگرم کردن مردم داشت). کانل دویل سرانجام به این خواسته‌ها تن داد و سلسله داستان‌های جدیدی با نقش‌آفرینی کارآگاه شرلوک هلمز و دستیارش واتسن نوشت. هلمز در بازگشت شرلوک هلمز همان ویژگی‌های گذشته را حفظ کرده بود. همچنان خونسرد و آرام بود، و کمی تودارتر و عبوس‌تر و هنوز در صحنه جرم چیزهایی را می‌دید که دیگران نمی‌دیدند. کانل دویل اولین بار او و نیز دستیارش واتسن را در داستان «اتود در قرمز لاکی» (۱۸۸۷) معرفی کرد، اما گویا با «رسوایی در بوهم» به شهرت رسید و تا ۱۹۲۷ در چهار رمان و پنجاه‌وشش داستان کوتاه حضور یافت (ماجراهای شرلوک هلمز بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۴ اتفاق می‌افتد). داستان‌هایش همگی واقع‌گرایانه‌اند، اما توانایی او در حل معماها و کشف راز جرم و جنایت گاهی به کارهای ابرقهرمانان کمیک شبیه می‌شود؛ از همه چیز، از پزشکی و نجوم گرفته تا اسطوره‌شناسی و ادبیات سر در می‌آورد و گاهی مهارتش در مشت‌زنی و استفاده از شمشیر را هم نشان می‌دهد. کانل دویل در خلق این کارآگاه از ادگار آلن‌پو – به ویژه شخصیت آگوست دوپن – الگو گرفت و خودش آشکار به این تأثیر معترف بود و می‌گفت ریشه همه ما جنایی‌نویس‌ها به «او» برمی‌گردد و منظورش از «او» آلن‌پو بدعاقبت اما انصافاً نابغه بود. اما کانل دویل چنان استادانه کارآگاهش را خلق کرد که تا مدت‌ها برخی باور داشتند واقعاً چنین کارآگاهی، ولو با نامی دیگر وجود دارد و نویسنده فقط راوی ماجراهای زندگی اوست. هنوز هم شرلوک هلمز – بالاتر از هرکول پوآرو – مشهورترین شخصیت ادبیات کارآگاهی است و طبق نتیجه اغلب نظرسنجی‌ها محبوب‌ترین‌شان. اقتباس‌های زیادی از داستان‌های دویل و شخصیت شرلوک هلمز، هم در تلویزیون و رادیو و هم در سینما وجود دارد، اما برای ما ایرانی‌ها دو نفرشان آشناترند. یکی جرمی برت که اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی در مجموعه تلویزیونی شرلوک هلمز نقش این کارآگاه را بازی کرد و دومی هم بندیکت کمبربچ که تازه‌ترین بازآفرینی تصویری این شخصیت محسوب می‌شود.