<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های تاریخ اسلام - تاریخ بلاگ</title>
	<atom:link href="http://tarikhblog.ir/tag/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhblog.ir/tag/تاریخ-اسلام/</link>
	<description>سایتی درباره تاریخ</description>
	<lastBuildDate>Mon, 27 Apr 2020 06:59:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>http://tarikhblog.ir/wp-content/uploads/2019/11/cropped-logo3-4-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های تاریخ اسلام - تاریخ بلاگ</title>
	<link>http://tarikhblog.ir/tag/تاریخ-اسلام/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>سیف بن عمر و دیگران ـ سرچشمه‌های اصلی اخبار جنگ‌های ایرانیان و اعراب</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%b3%db%8c%d9%81-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2020 06:59:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1195</guid>

					<description><![CDATA[<p>در شاهنامه آمده است که در قادسیه، نبردی تن به تن میان رستم فرخزاد و سعد بن ابی‌وقاص درگرفت و در آن فرمانده ایرانی به دست فرمانده عرب کشته شد. درحالی که چنین نبود و رستم به ضرب نیزه سربازی عادی از پا افتاد. این روایت «در واقع به آن قصد ساخته شده است که تا کشنده سردار سپاه ایران سردار سپاه عرب باشد، نه یک عرب گمنام و بی‌نشان».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%b3%db%8c%d9%81-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/">سیف بن عمر و دیگران ـ سرچشمه‌های اصلی اخبار جنگ‌های ایرانیان و اعراب</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>سیف بن عمر و دیگران ـ سرچشمه‌های اصلی اخبار جنگ‌های ایرانیان و اعراب</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>در شاهنامه آمده است که در قادسیه، نبردی تن به تن میان رستم فرخزاد و سعد بن ابی‌وقاص درگرفت و در آن فرمانده ایرانی به دست فرمانده عرب کشته شد. درحالی که چنین نبود و رستم به ضرب نیزه سربازی عادی از پا افتاد. این روایت «در واقع به آن قصد ساخته شده است که تا کشنده سردار سپاه ایران سردار سپاه عرب باشد، نه یک عرب گمنام و بی‌نشان».</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">روایت‌هایی که از جنگ‌های ایرانیان و اعراب در پایان عصر ساسانی به جای مانده است عموماً به سه منبع برمی‌گردند. منبع نخست روایاتی است که در خدای‌نامه‌ها ثبت و ضبط شد و به جز شاهنامه، در متون دیگری مثل اخبارالطوال دینوری، غرر ثعالبی، و تجارب‌الامم ابوعلی مسکویه به جای ماند. البته نشانه‌هایی از این دسته روایات را می‌شود در نوشته‌های حمزه اصفهانی، مسعودی، طبری، بلاذری، و حتی مقدسی هم دید. عبدالحسین زرین‌کوب در <a href="https://www.goodreads.com/book/show/24511334">تاریخ ایران بعد از اسلام</a> درباره این منابع می‌نویسد: «روح شعوبی و رنگ بیگانه‌دشمنی در آن جلوه‌یی بارز دارد و پیداست که گردآورندگان آن روایات می‌خواسته‌اند هم فاتحان را زیاده پست و حقیر جلوه دهند و هم گناه شکست ایرانیان را بر گردن قضا و تقدیر بیندازند». مثلاً در شاهنامه آمده است که در قادسیه، نبردی تن به تن میان رستم فرخزاد و سعد بن ابی‌وقاص درگرفت و در آن فرمانده ایرانی به دست فرمانده عرب کشته شد. درحالی که چنین نبود و رستم به ضرب نیزه سربازی عادی از پا افتاد. این روایت «در واقع به آن قصد ساخته شده است که تا کشنده سردار سپاه ایران سردار سپاه عرب باشد، نه یک عرب گمنام و بی‌نشان». دو منبع دیگر، روایت‌های عراقی و حجازی‌اند. اولی بر محور اخبار سیف بن عمر شکل گرفته و در کتاب طبری باقی مانده است. صاحب‌نظران می‌گویند اخبار سیف بن عمر، آلوده به اغراق و گزافه و خودستایی‌های عجیب و باورنکردنی است، و عدد و رقم‌ها لشکریان و تلفات دو طرف در جنگ‌ها و تاریخ وقوع حوادث نیز چندان دقیق و موثق نیست. طبری می‌نویسد که در این بی‌دقتی و گزافه‌گویی قصوری متوجه سیف بن عمر نیست «بلکه از جانب کسانی که در افواه خویش آن روایات را سینه به سینه نقل کرده‌اند روی داده است و سیف بن عمر با زودباوری یک راوی ساده‌دل آن همه را پذیرفته است». اما با همه عیب و ایرادهایی که در روایت سیف بن عمر هست، اصل و اساس اخبار او نادرست نیست و به اطلاعاتی که عرضه می‌کند ـ به شرط برخورد نقادانه با آنان ـ می‌توان استناد کرد. درباره روایت‌های حجاز که به واسطه واقدی و ابن اسحاق و بلاذری به آنان دسترسی داریم نیز باید گفت که به هر حال به سبب فاصله جغرافیایی با نبردها از حیث اعتبار و شرح و تفصیل وقایع به پای روایت‌های عراقی نمی‌رسند؛ هرچند از این حُسن برخوردارند که اغراق و گزافه‌گویی در آن‌ها وجود ندارد.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%b3%db%8c%d9%81-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/">سیف بن عمر و دیگران ـ سرچشمه‌های اصلی اخبار جنگ‌های ایرانیان و اعراب</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برتولد اشپولر و نظرات او درباره ماهیت دشمنی ایرانیان با دولت بنی‌امیه</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d8%a7%d8%b4%d9%be%d9%88%d9%84%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Mar 2020 08:31:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1136</guid>

					<description><![CDATA[<p>برتولد اشپولر معقتد بود آزردگی عمیق و طولانی‌مدت ایرانیان از سیاست‌های تبعیض‌آمیز دولت بنی‌امیه، رفته‌رفته به «دشمنی» تبدیل شد و آنان را با جنبش‌های مخالف همراه کرد. امویان هم چشم بر واقعیت‌ها بستند و پیامدهای احتمالی این خشم و خصومت را جدی نگرفتند.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d8%a7%d8%b4%d9%be%d9%88%d9%84%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/">برتولد اشپولر و نظرات او درباره ماهیت دشمنی ایرانیان با دولت بنی‌امیه</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>برتولد اشپولر و نظرات او درباره ماهیت دشمنی ایرانیان با دولت بنی‌امیه</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>برتولد اشپولر معقتد بود آزردگی عمیق و طولانی‌مدت ایرانیان از سیاست‌های تبعیض‌آمیز دولت بنی‌امیه، رفته‌رفته به «دشمنی» تبدیل شد و آنان را با جنبش‌های مخالف همراه کرد. امویان هم چشم بر واقعیت‌ها بستند و پیامدهای احتمالی این خشم و خصومت را جدی نگرفتند.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">بعد از چند دهه مبارزه پراکنده اما تقریباً همیشگی شیعیان و نیز خوارج با حکومت بنی‌امیه و نقش‌آفرینی موثر ایرانیان نومسلمان در این درگیری‌ها، نوعی خودآگاهی و غرور در قوم مغلوب ایجاد شد. آنان که عمدتاً با لقب نسبتاً تحقیرآمیز موالی (= بردگان آزادشده) خوانده می‌شدند و چنان که عبدالحسین زرین‌کوب و حسین مفتخری و برخی دیگر از اساتید گفته‌اند شهروندان درجه دو جامعه اسلامی به شمار می‌رفتند خواهان تغییر وضع موجود بودند. آنان برای دستیابی به همان احترامی می‌کوشیدند که اعراب از آن برخوردار بودند. عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی این مطالبه را شنید و در حد وسع و توان خود برای عملی کردن آن اقداماتی انجام داد. برتولد اشپولر می‌نویسد: «این عمل با طرز تفکر خلیفه جدید تعجب‌آور نبود، زیرا وی بالاخره دریافته بود که دیگر سلطه و استیلای اشراف عرب قابل دوام نیست و باید به استثمار دولت و ملت مغلوب خاتمه داده شود و برای بقا و دوام سیادت امویان چاره‌ای نیست جز اینکه نومسلمانان را به عنوان عضو کامل جمعیت اسلامی بپذیرند و اگر بخواهند تضادهای ملی و اجتماعی و فرهنگی سبب گسیختگی و اضمحلال اسلام نگردد، باید به طور جدی اسلام را اساس و پایه دولت قرار دهند». اما عمر این سیاست مثل دوره حکومت عُمر کوتاه بود و تنها خلیفه خوشنام دولت اموی زودتر از ریشه زدن اصلاحاتش از دنیا رفت. چون دستوراتی که به نفع نومسلمانان غیرعرب صادر کرده بود، منافی امتیازات نامشروع اشراف عرب و طبقه حاکم بود، آنان بعد از وی اهدافش را دنبال نکردند. حتی در زمان حیات و حکومت او هم چندان با اصلاحاتی که برنامه‌ریزی شده بود موافق و همراه نبودند. قوانین عادلانه‌ای که وضع کرده بود، مثل ممنوعیت دریافت جزیه از نومسلمانان یا برابری در پرداخت مالیات اراضی کنار گذاشته شد و دوباره همه چیز به روال قبل برگشت. امویان آنقدر در این خطا و فساد جلو رفتند که ته‌مانده‌های مقبولیت خودشان را هم تباه کردند. به قول اشپولر: «این حقیقت که طبقه حاکمه عرب بدن وسیله گور خویش را با دست خود حفر می‌کرد، بایستی به زودی آشکار گردد، زیرا موالی زیان‌دیده (در ایران و بین‌النهرین و یا مصر) دیگر زیر بار ظلم و ستم نرفتند و پس از سی سال دولت امویان به کلی درهم ریخت». جذابیت دعوت عباسیان برای عامه مردم ایران، که در ابتدا حول برخی شعارهای کلی مثل بازگرداندن خلافت به خاندان پیامبر و برقراری قسط وعدالت در جامعه جریان داشت، بیشتر از هر چیز دیگری به نفرت فراگیر و عمیق از امویان برمی‌گشت. مطالبه عدالت و برخورداری از شأن و شخصیت و حقوق مساوی، عامل موثری بود که همه مخالفان بنی‌امیه را در دهه‌های آغازین دومین قرن اسلامی به هم پیوند می‌زد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">پی‌نوشت: نقل قول‌ها از برتولد اشپولر از جلد اول کتاب <a href="https://www.goodreads.com/book/show/31120497">تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی</a> بود.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d8%a7%d8%b4%d9%be%d9%88%d9%84%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/">برتولد اشپولر و نظرات او درباره ماهیت دشمنی ایرانیان با دولت بنی‌امیه</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قیام زید و فرجام کار او؛ روایتی از یک شورش خونین که نفع آن را دیگری بُرد</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%af/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Mar 2020 04:54:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1117</guid>

					<description><![CDATA[<p>زید بن علی بن حسین(ع) هم به تهور و مردانگی و بزرگ‌منشی و هم به ناسازگاری با دولت اموی مشهور بود. می‌گویند از اینکه حکومت اسلامی به دست کسانی افتاده بود که نه آموزه‌های دینی و اخلاقی را جدی می‌گرفتند، نه نشانی از درستکاری و شرافت داشتند و نه حتی فضایلی مثل مروت و احترام را می‌شناختند رنج می‌برد و تحمل وضع موجود را نه دشوار، که ناممکن می‌دید.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%af/">قیام زید و فرجام کار او؛ روایتی از یک شورش خونین که نفع آن را دیگری بُرد</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>قیام زید و فرجام کار او؛ روایتی از یک شورش خونین که نفع آن را دیگری بُرد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">یک: روایتی هست از سال‌های حکومت معاویه، آن زمان که او برخلاف سنت رایج زمانه پسرش یزید را به جانشینی خود انتخاب کرد. سعید پسر عثمان به این تصمیم معاویه معترض شد، فکر و باور معاویه را نکوهش کرد و حتی سخن از ناسازگاری و مخالفت او به میان آمد. اما معاویه که نمی‌خواست با پسر خلیفه سوم درگیر شود و او را که وزن و وجاهتی در جامعه اسلامی داشت به جبهه دشمنان خود براند، حکومت کل ولایت خراسان با همه منافع و عواید آن به وی تقدیم کرد. گویا سعید را خوب می‌شناخت. سعید این رشوه هنگفت را با کمال میل پذیرفت و با معاویه آشتی کرد. حتی در سرخوشی حاصل از دریافت این هبه پربها، شعری سرود که در آن آمده بود: اگر پدرم عثمان هنوز زنده و همچنان خلیفه بود، بیشتر از آنچه از معاویه گرفتم به من نمی‌داد. اما این بذل و بخشش و انعطاف‌پذیری معاویه ـ و دولت اموی ـ به روابط‌شان با اشراف عرب محدود می‌شد و بر دیگر اعضای جامعه اسلامی چیزی جز تبعیض و حتی تحقیر و اختناق حکومت نمی‌کرد. پیش معاویه هم میان عرب و غیرعرب تفاوت‌هایی وجود داشت، اما او رسماً نهادی را که قرار بود تجلی بهترین فضایل جامعه مؤمنان مسلمان باشد، به تشکیلاتی برای سیطره بر جهان اسلام و در واقع به نوعی سلطنت عربی موروثی تبدیل کرد. وارثان و جانشینان او ـ شاید جز عمر بن عبدالعزیز که استثنایی عجیب میان خلفای اموی بود ـ نیز از همین سیاست پیروی کردند و نسل پشت نسل به این رسم تبعیض‌آمیز پایبند ماندند. بعد از حادثه کربلا هم نشان دادند که برای ماندن در قدرت و حفظ تاج و تخت برای خود، هیچ خط قرمزی نمی‌شناسند و هر بهایی را که لازم باشد می‌پردازند. تمام شورش‌ها و اعتراض‌های بعدی را هم یکی بعد از دیگری در خون فروشستند و هرچه جلوتر رفتند، برای جبران اعتبار و مشروعیت از دست‌رفته‌، بیشتر و بیشتر به خشونت و قساوت تکیه کردند. می‌گویند زمانی حاکم مصر به هفتمین خلیفه شام، سلیمان بن عبدالملک نامه نوشت و گفت که سال سختی داشتیم و ضروری است به مردم این سرزمین، کمی خراج سالانه را تخفیف دهیم. سلیمان این درخواست را رد کرد و در پاسخ نوشت: «شیر را بدوش و چون شیر تمام شد، پس خون و آنچه را از شکم بیرون می‌آید بدوش».</p>
<p style="text-align: justify;">دو: زید بن علی بن حسین(ع) هم به تهور و مردانگی و بزرگ‌منشی و هم به ناسازگاری با دولت اموی مشهور بود. می‌گویند از اینکه حکومت اسلامی به دست کسانی افتاده بود که نه آموزه‌های دینی و اخلاقی را جدی می‌گرفتند، نه نشانی از درستکاری و شرافت داشتند و نه حتی فضایلی مثل مروت و احترام را می‌شناختند رنج می‌برد و تحمل وضع موجود را نه دشوار، که ناممکن می‌دید. زمستان ۱۱۸ خورشیدی دست به سلاح برد و در کوفه عراق به مخالفت با دولت شام برخاست، آن‌هم زمانی که هشام بن عبدالملک، دهمین خلیفه از سلسله خلفای اموی زمام امور را در دست گرفته بود. زید بیشتر از همه به گروهی از موالی (مسلمانان غیرعرب) که اکثرشان ایرانی بودند تکیه داشت. زیرا چنان که زرین‌کوب و مفتخری و برخی دیگر از محققان عصر ما به درستی گفته‌اند، موالی «شهروندان درجه دو» جامعه اسلامی محسوب می‌شدند. این گروه بیشتر از دیگران از سیاست‌های تبعیض‌آلود و آمیخته به وهن و تحقیر امویان زخم خورده بودند و پشت هر کسی که به جنگ با آنان قیام می‌کرد می‌ایستادند. پس با زید همراه شدند. نه فقط موالی مقیم عراق، که گفته‌اند شمار زیادی از مردم ری و گرگان نیز به زید قول همکاری دادند. اما قیام زید شکست خورد. گویا میان سران همپیمان او اختلافات و تضادهایی وجود داشت و خودش نیز زودتر از زمان برنامه‌ریزی‌شده مجبور به اقدام شد. سرنوشتی شبیه به سرنوشت پدربزرگ مظلومش پیدا کرد. تنها ماند و جز جمع کوچکی از بیعت‌کنندگان اولیه کسی به یاری‌اش نیامد. مردانه در میدان نبرد جنگید و همان‌جا مرگی را که از زندگی ارزشمندتر می‌دید در آغوش کشید. چندی بعد از شکست قیام زید و کشته شدن او، پسرش یحیی در خراسان شورش تازه‌ای را در مخالفت با بنی‌امیه برپا کرد. اما فرجام او به تلخی فرجام پدرش شد. عبدالحسین زرین‌کوب در جلد دوم <a href="http://www.amirkabir.net/newsitem/135">تاریخ مردم ایران</a> درباره قیام زید و یحیی می‌نویسد: «قتل این پدر و پسر هرچند در ظاهر فتحی ـ هرچند کم‌اهمیت ـ برای امویان محسوب می‌شد نفعش تاحدی به دسته‌یی دیگر از شیعه ـ که برای اولاد عباس بن عبدالمطلب فعالیت می‌کرد ـ رسید چرا که با مرگ زید و یحیی، عباسیان و طرفداران آن‌ها حریف‌هایی را که وجودشان می‌توانست قوای نامرئی آن‌ها را تجزیه کند از سر راه خویش برداشته دیدند و بدینگونه با کشته شدن زید و یحیی ـ چون امام جعفر صادق(ع) و یاران آن حضرت هم به اینگونه طرح‌ها و تحریک‌ها علاقه‌یی نشان نمی‌دادند ـ اکثریت فرقه‌های متشکل شیعه در اختیار دعوتی سری که به وسیله عباسیان رهبری می‌شد واقع شدند و حتی گرفتن انتقام خون زید و یحیی جزو برنامه‌های آن‌ها شد».</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">پی‌نوشت: زید که واقعاً به تصاحب خلافت و بیرون قدرت از دست بنی‌امیه می‌اندیشید، از اختلافاتی که میان فرقه‌های اسلامی وجود داشت فاصله می‌گرفت و حتی با برخی سران خوارج هم دوستی و اتحاد بسته بود. علی(ع) را برترین خلفای بعد از رسول‌الله می‌دانست و آن را ابراز می‌کرد، اما حاضر به تبری از سه خلیفه دیگر نبود. از این‌رو، حمایت گروهی از شیعیان را که احتمالاً می‌توانستند در جنگ یاری‌اش کنند از دست داد. فرقه زیدیه (یکی از فرقه‌های تشیع) منسوب به اوست و او امام پنجم آنان محسوب می‌شود.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%af/">قیام زید و فرجام کار او؛ روایتی از یک شورش خونین که نفع آن را دیگری بُرد</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیوید مورگان و پاسخ او به مسأله سقوط دولت خوارزمشاهیان</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%a7%d9%86/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Feb 2020 03:53:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1032</guid>

					<description><![CDATA[<p>این مسأله ذهن بسیاری از علاقه‌مندان به تاریخ را به خود درگیر می‌کند: چرا سلطان محمد خوارزمشاه، که بر قلمرویی بدان پهناوری حکومت می‌کرد و ده‌ها هزار مرد جنگی در خدمت خود داشت و می‌توانست ده‌ها هزار نفر دیگر را علاوه بر آن‌ها به خدمت بگیرد، چنین مواجهه سست و ضعیفی با مغولان داشت؟</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%a7%d9%86/">دیوید مورگان و پاسخ او به مسأله سقوط دولت خوارزمشاهیان</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>دیوید مورگان و پاسخ او به مسأله سقوط دولت خوارزمشاهیان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">اختصاصی <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">این مسأله ذهن بسیاری از علاقه‌مندان به تاریخ را به خود درگیر می‌کند: چرا سلطان محمد خوارزمشاه، که بر قلمرویی بدان پهناوری حکومت می‌کرد و ده‌ها هزار مرد جنگی در خدمت خود داشت و می‌توانست ده‌ها هزار نفر دیگر را علاوه بر آن‌ها به خدمت بگیرد، چنین مواجهه سست و ضعیفی با مغولان داشت؟ دیوید مورگان مورخ انگلیسی در کتاب <a href="https://www.goodreads.com/book/show/6971464?rating=1">ایران در قرون وسطی</a> (ترجمه عباس مخبر، نشر طرح نو) بر این مسأله تأمل می‌کند. دیوید مورگان می‌نویسد که ما به وسعت قلمرو سلطان محمد خوارزمشاه نگاه می‌کنیم و «تصور کاملاً فریبنده‌ای از قدرت واقعی او» برای‌مان ایجاد می‌شود. «امپراتوری او سرشار از ضعف‌های شخصی و ساختاری بود» و آزمون بزرگی مثل مواجهه با مغولان، این ضعف‌ها را نمایان کرد. از این‌رو شاید حتی بتوان گفت «احتمالاً خوارزمشاهیان ضعیف‌ترین دشمنانی بودند که مغول‌ها در دوران طولانی فتوحات خود با آن مواجه شدند».</p>
<p style="text-align: justify;">دیوید مورگان بحث خود را چنین دنبال می‌کند: «بی‌تردید بخشی از این مسأله به وسعت امپراتوری مربوط می‌شد. بخش اعظم قلمرو و حکومت خوارزمشاه در سال‌های آخر دوران زمامداری علاءالدین محمد به این امپراتوری منضم شده بود. این امپراتوری هنوز وقت کافی برای منسجم شدن پیدا نکرده بود که فرمانروای آن به چالش با مغول‌ها برخیزد. اگر خوارزمشاه چند سال فرصت نفس کشیدن پیدا می‌کرد، این امکان وجود داشت که بتواند رشته‌ها را محکم‌تر کند». البته خود وی می‌افزاید: «ممکن بود، اما محتمل نبود، زیرا ماهیت پراکنده این امپراتوری و انضمام بخش وسیعی تز آن در سال‌های اخیر، تنها مشکل یا مهم‌ترین مشکل رویاروی خوارزمشاه نبود».</p>
<p style="text-align: justify;">ابتدا باید نقش مخرب مادرش را در نظر گرفت. سلطان محمد «در مقابل مادرش ترکان ‌خاتون که پس از مرگ تکش خواهان جانشینی یکی دیگر از فرزندان خود بود، در موقعیت ضعیفی قرار داشت. قدر مسلم آنکه ترکان خاتون در خوارزم قدرتمندتر از پسرش بود». نکته مهم دیگر، به تردید درباره وفاداری نظامیان خوارزمشاه برمی‌گشت؛ «ترکان خاتون در اصل یک شاهزاده قبچاق یا ترک قانگلی از استپ‌های شمال خوارزم بود. بخش اعظم سپاهیان خوارزمشاه را نیز مزدوران قبچاق یا قانگلی تشکیل می‌دادند، و به هیچ‌وجه روشن نبود که چنانچه مادر و پسر با یکدیگر درگیر شوند، پسر می‌تواند روی حمایت این سپاه حساب کند». همچنین در کنار این مشکلات و پیچیدگی‌ها «سپاهیان خوارزمشاه یک عنصر ایرانی نیز داشتند که باعث بروز کشمکش جدی میان آن‌ها و ترک‌ها می‌شد. در این شرایط، هرگونه بحران نظامی برای خوارزمشاه معضلی غیرقابل حل بود. زیرا چنانچه نیروهای خود را متمرکز می‌کرد تا از امپراتوری خود در مقابل مهاجمان دفاع کنند، با این خطر جدی مواجه می‌شد که نخستین اقدام سپاهیانش برکناری خود او باشد».</p>
<p style="text-align: justify;">همه این‌ها به کنار، وی با سیاست مذهبی خود و پافشاری بر خصومت با خلیفه عملاً بخش وسیعی از جهان اسلام را ضد خود برانگیخته بود و «بنابراین، خوارزمشاه نتوانست به حمایت خاندان، سپاهیان، یا مقامات مذهبی امپراتوری خود تکیه کند». مردم عادی هم که دلیل یا انگیزه‌ای برای حمایت از محمد خوارزمشاه نداشتند؛ «از دیدگاه رعایای معمولی، بی‌تردید رژیم خوارزمشاه رژیمی ظالم و متجاوز بود. بنابراین، جایی برای تکیه کردن به وفاداری باقی‌مانده در مردم نیز نبود. چنین احساساتی وجود نداشت. تعداد رعایایی که بر از میان رفتن امپراتوری علاءالدین محمد تأسف می‌خوردند، معدود بود؛ و هنگامی که مغول‌ها به قصد ویران کردن امپراتوری و انضمام ایران در دولت جهانی خود سرازیر شدند، مردم نمی‌دانستند که سرزمین‌شان به دست اربابی بسیار بدتر از ارباب سابق خواهد افتاد».</p>
<p style="text-align: justify;">پی‌نوشت: دیوید مورگان که کتاب مشهور و ارزشمند وی <a href="https://www.goodreads.com/nl/book/show/31855519">مغول‌ها</a> (ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز) را همه ما می‌شناسیم چندی پیش (پائیز ۲۰۱۹ میلادی) در هفتاد و پنج سالگی از دنیا رفت.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%a7%d9%86/">دیوید مورگان و پاسخ او به مسأله سقوط دولت خوارزمشاهیان</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فتح مکه و پیامبر فاتح؛ تسلیم سرسخت‌ترین دشمنان اسلام</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%aa%d8%ad-%d9%85%da%a9%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%aa%d8%ad/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Jan 2020 07:41:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تقویم تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=861</guid>

					<description><![CDATA[<p>عبدالحسین زرین‌کوب: «رفتار محمد در فتح مکه و در آن لحظه غلبه و استیلاء کریمانه و شایسته پیغمبر و مصلح بود. با آن همه ستم و خواری که از آن قوم دیده بود جوانمردانه آن‌ها را بخشود و فقط معدودی را که سابقه عداوتی خاص با اسلام داشتند از این بخشودگی بیرون داشت».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%aa%d8%ad-%d9%85%da%a9%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%aa%d8%ad/">فتح مکه و پیامبر فاتح؛ تسلیم سرسخت‌ترین دشمنان اسلام</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>فتح مکه و پیامبر فاتح؛ تسلیم سرسخت‌ترین دشمنان اسلام</strong></p>
<p><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">به تاریخ میلادی، سال ۶۳۰ در چنین روزی (۱۱ ژانویه) بود که مسلمانان مکه را فتح و مشرکان این شهر را تسلیم و منقاد کردند. بازگشت فاتحانه رسول‌الله به زادگاهش، شهری که وی را از آن رانده بودند و حتی در آنجا قصد کشتنش را داشتند به فصلی مهم و نقطه عطفی در تاریخ جهان تبدیل شد. مسلمانان با این پیروزی هم عملاً بر بخش وسیعی از نجد مسلط شدند و هم سرانجام سرسخت‌ترین و لجوج‌ترین دشمنان خودشان را فروشکستند. اما رسول‌الله از دشمنانش انتقام نگرفت و اجازه انتقام‌جویی را هم به پیروانش نداد. کسی به خانه اهالی مکه هجوم نبرد و فاتح به مغلوب امان داد. به قول عبدالحسین زرین‌کوب: «رفتار محمد در فتح مکه و در آن لحظه غلبه و استیلاء کریمانه و شایسته پیغمبر و مصلح بود. با آن همه ستم و خواری که از آن قوم دیده بود جوانمردانه آن‌ها را بخشود و فقط معدودی را که سابقه عداوتی خاص با اسلام داشتند از این بخشودگی بیرون داشت» (<a href="https://www.goodreads.com/book/show/24511334">تاریخ ایران بعد از اسلام</a>، ص ۲۶۲).</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع بعد از جنگ خندق یا همان احزاب، مسلمانان در موضع تهاجمی قرار داشتند و دشمنان رسول‌الله عملاً به لاک دفاعی فرو رفته بودند. سال پیش از فتح مکه ، پیامبر طبق مفاد صلح حدیبیه همراه با چند هزار نفر از مسلمانان به حج رفت و سه روز در این شهر ماند. همان‌جا بود که بزرگان قریش دانستند که دیگر مقاومت‌شان فایده‌ای ندارد و پیروز نهایی این تقابل چندین و چند ساله محمد(ص) خواهد بود. فتح مکه، به گسترش اسلام در عربستان و مناطق چسبیده به آن شتاب بخشید. قبایل بدوی عرب آن سرزمین، بعد از مشاهده برتری اسلام و اقتدار رسول‌الله گروه گروه به اسلام روی آوردند و خودشان را مطیع پیامبر فاتح اعلام داشتند. این همان وعده خداوند بود در نصرت و فتح، که زمینه تسلیم دسته دسته مردم را مهیا می‌ساخت.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%aa%d8%ad-%d9%85%da%a9%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%aa%d8%ad/">فتح مکه و پیامبر فاتح؛ تسلیم سرسخت‌ترین دشمنان اسلام</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی؛ حکایتی از دشواری کار مورخان</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%81%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 03:37:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=744</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ضبط نام و انساب کار مورخان اسلام دشوار بوده است اما آن را غالباً با دقت تمام انجام داده‌اند. قصه جالبی که ابن‌خلکان درباره قاضی ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی ذکر می‌کند در واقع یک هشدار و تنبیه است برای مورخ.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%81%db%8c/">ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی؛ حکایتی از دشواری کار مورخان</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی؛ حکایتی از دشواری کار مورخان در ضبط نام و انساب</strong></p>
<p><em>قصه جالبی که ابن‌خلکان، در جلد چهارم کتاب وفیات الاعیان خود درباره قاضی ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی روایت می‌کند</em></p>
<p style="text-align: justify;">برشی از کتاب <a href="http://www.amirkabir.net/NAFAjaxSearch/Detail/145726/کارنامه_اسلام">کارنامه اسلام</a>؛ نوشته عبدالحسین زرین‌کوب</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">در ضبط نام و انساب کار مورخان اسلام دشوار بوده است اما آن را غالباً با دقت تمام انجام داده‌اند. امکان وقوع اشتباه در نام و نسب اشخاص بسا که منتهی شود به انتساب حوادث مختلف به شخص واحد. از این رو در معرفت رجال توجه به این نکته را مورخین ضروری یافته‌اند. قصه جالبی که ابن‌خلکان [در جلد چهارم کتاب وفیات الاعیان خود] درباره قاضی ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی ذکر می‌کند در واقع یک هشدار و تنبیه است برای مورخ. وی از قول این قاضی نقل می‌کند که یک سال حج می‌کردم و در ایام تشریق در منی بودم. شنیدم کسی می‌گوید: ای ابوالفرج. گفتم شاید مرداش منم. باز گفتم در بین مردم بسیار کسان هستند که ابوالفرج کنیه‌شان باشد جواب ندادم. منادی چون دید کسی جوابش را نداد فریاد زد: ای ابوالفرج المعافی. خواستم به او جواب دهم باز گفتم ممکن است ابوالفرج دیگری هم باشد که اسم او معافی است. از این‌رو جوابی ندادم تا آنکه بازگشت و ندا داد: ای ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی. دیگر برایم شک نماند که مرا ندا می‌دهد؛ چون اسم و کنیه‌ام را ذکر کرد و همچنین پدرم و شهری را که بدان منسوبم نام برد. پس گفتم: اینک من، چه می‌خواهی؟ گفت: شاید تو از نهروان شرقی هستی؟ گفتم: بلی. گفت: آنکه ما می‌خواهیم از نهروان غرب است.</p>
<p style="text-align: justify;">این است حکایتی که ابن‌خلکان نقل می‌کند و هنوز هم می‌تواند برای مورخ آموزنده باشد و عبرت‌انگیز.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">چنان که در عنوان بالای این مطلب هم دیده می شود، این نوشته از کتاب <a href="http://www.amirkabir.net/NAFAjaxSearch/Detail/145726/کارنامه_اسلام">کارنامه اسلام</a>؛ نوشته عبدالحسین زرین‌کوب، انتشارات امیرکبیر انتخاب شده است. ناگفته نماند که کتاب کارنامه اسلام نخستین بار سال ۱۳۶۲ منتشر شد.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%81%db%8c/">ابوالفرج المعافی بن زکریا النهروانی؛ حکایتی از دشواری کار مورخان</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
