<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های سینما - تاریخ بلاگ</title>
	<atom:link href="http://tarikhblog.ir/tag/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhblog.ir/tag/سینما/</link>
	<description>سایتی درباره تاریخ</description>
	<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2020 13:54:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>http://tarikhblog.ir/wp-content/uploads/2019/11/cropped-logo3-4-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های سینما - تاریخ بلاگ</title>
	<link>http://tarikhblog.ir/tag/سینما/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خیزش شوالیه تاریکی و بازآفرینی حال و هوای انقلاب فرانسه</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b4%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2020 13:54:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1333</guid>

					<description><![CDATA[<p>قوانین و نهادهای قدیمی دیگر هیچ اعتباری ندارند و کسی نمی‌تواند پشت آنان پناه بگیرد. در واقع برای آن‌هایی که دلبسته گذشته‌اند دیگر جای امنی وجود ندارد، و این همان معنی انقلاب است.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b4%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/">خیزش شوالیه تاریکی و بازآفرینی حال و هوای انقلاب فرانسه</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>خیزش شوالیه تاریکی و بازآفرینی حال و هوای انقلاب فرانسه</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>قوانین و نهادهای قدیمی دیگر هیچ اعتباری ندارند و کسی نمی‌تواند پشت آنان پناه بگیرد. در واقع برای آن‌هایی که دلبسته گذشته‌اند دیگر جای امنی وجود ندارد، و این همان معنی انقلاب است.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">با فیلم خیزش شوالیه تاریکی (۲۰۱۲) سه‌گانۀ بت‌من کامل می‌شود و روایت کریستوفر نولان از این ابرقهرمان دنیای کمیک در یک نقطۀ اوج فراموش‌نشدنی به پایان می‌رسد. هشت سال از ماجرای جوکر و آشوبی که او در شهر گاتهام ایجاد کرده بود می‌گذرد و اکنون شهر، به ظاهر در امن و امان است و پلیس‌ها جز پیگیری چند قانون‌شکنی بی‌اهمیت و جرایم کوچک در گوشه و کنار شهر کار خاصی برای انجام دادن ندارند. اما زیر شهر، در تونل‌های زیرزمینی آن، نقشه‌های گسترده‌ای برای انقلابی بزرگ در حال اجراست. انجمن سایه‌ها که در نخستین هجوم خود به گاتهام ناکام شده بود، این بار با سرکرده‌ای جدید به نام بِین و نقشه‌هایی پیچیده‌تر و سنجیده‌تر بازگشته است و در سایۀ غفلت و بی‌خبری شهر، کار خود را گام به گام پیش می‌برد. حتی بتمن هم حریفشان نیست و به تنهایی نمی‌تواند مانع اجرای نقشه‌های آن‌ها شود؛ شکست می‌خورد، سقوط می‌کند و از جریان حوادث کنار می‌رود. حقایق تلخی را که او و گوردون سال‌ها پیش، به امید برقراری نظم و آرامشِ مردم پنهان نگه داشته بودند نیز افشا می‌شود و آشوب و بحران بزرگ سراسر شهر را فرامی‌گیرد. بعد از سقوط بت‌من دیگر کسی سد راه بین نیست و او همۀ شخصیت‌های مثبت را یا مثل گورودن کنار می‌زند یا مثل فاکس مجبور به تسلیم می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">داستان فیلم و پایانی که برای آن رقم خورد به کنار، نکته جالبی در این فیلم هست که می‌شود ساعت‌ها درباره‌اش بحث کرد. فیلیپ فرنچ در مقاله‌ای در <a href="https://www.theguardian.com">روزنامه گاردین</a> (۲۲ جولای ۲۰۱۲) دوره تسلط بین بر گاتهام را با مقطعی از انقلاب فرانسه مقایسه می‌کند؛ هم به خاطر آشوب و ناامنی و بی‌ثباتی که گوشه‌و‌کنار شهر را فرامی‌گیرد و هم برای حکومت وحشت که قدرت و ادارۀ امور را به نام مردم در دست دارد و نیز دادگاه‌هایی که برای مجازات مقامات و ثروتمندان برپا می‌شود. این اشارۀ غیرمستقیم به انقلاب فرانسه، در چیزهایی مثل شورش فرودستان بر فرادستان و بی‌رحمی طبقات جامعه نسبت به یکدیگر، یا حتی شکستن در زندان‌ها و آزاد کردن زندانیان نیز وجود دارد. در این صحنه‌ها، که بسیار هم زیبا و مهیج‌اند فروپاشی نظام قدیم و روند شکل‌گیری نظمی جدید را می‌بینیم. دادگاه همیشه شلوغ است و هر روز عده زیادی محاکمه و محکوم و مجازات می‌شوند، اما ناامنی بر همه جا و همه چیز سیطره دارد و شهر، شبیه جنگلی است که در آن ضعیف‌ترها طعمه قوی‌ترها می‌شوند. قوانین و نهادهای قدیمی دیگر هیچ اعتباری ندارند و کسی نمی‌تواند پشت آنان پناه بگیرد. در واقع برای آن‌هایی که دلبسته گذشته‌اند دیگر جای امنی وجود ندارد، و این همان معنی انقلاب است؛ نه فقط انقلاب کبیر فرانسه، که هر انقلابی، در هرجای جهان و هر مقطعی از تاریخ.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">درباره این فیلم بخوانید:</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://peinama.ir/2019/07/15/خیزش-شوالیۀ-تاریکی؛-قصۀ-مرگ-و-تولد-مجدد/">خیزش شوالیه تاریکی ـ قصۀ مرگ و تولد مجدد اسطوره</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b4%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c/">خیزش شوالیه تاریکی و بازآفرینی حال و هوای انقلاب فرانسه</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگر ۲۰۱۵ و تقابل حقیقت و مصلحت؛ فیلمی درباره ماجرایی واقعی</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1-2015/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Jul 2020 08:01:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1253</guid>

					<description><![CDATA[<p>افشاگر (2015) فیلمی است اساساً درباره روزنامه‌نگاری تحقیقی، اما از آنجا که به ماجرایی واقعی تکیه دارد فیلمی تاریخی هم محسوب می‌شود.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1-2015/">افشاگر ۲۰۱۵ و تقابل حقیقت و مصلحت؛ فیلمی درباره ماجرایی واقعی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>افشاگر ۲۰۱۵ و تقابل حقیقت و مصلحت؛ فیلمی درباره ماجرایی واقعی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>افشاگر (۲۰۱۵) فیلمی است اساساً درباره روزنامه‌نگاری تحقیقی، اما از آنجا که به ماجرایی واقعی تکیه دارد فیلمی تاریخی هم محسوب می‌شود.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">فیلم اسپات‌لایت ۲۰۱۵ که به فارسی آن را افشاگر ترجمه کرده‌اند (و ترجمه درست و مناسبی هم به نظر می‌رسد) روایتی از ماجرای رسوایی جنسی و اخلاقی چند کشیش است که خود در دل ماجرایی بزرگ‌تر جای می‌گیرد. ما در افشاگر نه با خود این ماجرا، که با داستان آن چند روزنامه‌نگاری سروکار داریم که ابعاد گسترده و پنهان این فضاحت را افشا کردند. برخی مثل هلن اوهارا (<a href="https://www.empireonline.com">امپایر آنلاین</a>) می‌گویند که وجه تاریخی و اجتماعی این فیلم بر وجوه دراماتیک آن می‌چربد، اما به راستی چنین نیست و اتفاقاً در کشمکش میان حقیقت و مصلحت، و صف‌آرایی کسانی که در مسیر داستان یکی از دو جبهه را انتخاب می‌کنند با درامی جذاب و قوی مواجه هستیم. شخصیت‌ها، حتی آن‌هایی که نقشی فرعی در فیلم دارند با دغدغه‌ها و نگرانی‌های شخصی و غیرشخصی‌شان بیشتر و بیشتر ما را با مسأله محوری درگیر می‌کنند. فیلم با مراسم تودیع سردبیر قبلی بوستون گلوب و فضای گرم و صمیمی آن جشن کوچک آغاز می‌شود، اما کل صحنه چیزی بیشتر از مقدمه‌ای برای شروع داستان نیست. با ورود سردبیر جدید، یعنی مارتین بارون است که ماجرا جدی می‌شود و اوست که وظایف تازه‌ای برای گروه افشاگر (اسپات‌لایت) روزنامه تعریف می‌کند. کار خبرنگاران این بخش با جستجو درباره تعرض چند کشیش به کودکان کلید می‌خورد اما در ادامه، آن‌ها جزئیات بیشتری به دست می‌آورند و با حقیقت بزرگ‌تر و تلخ‌تری مواجه می‌شوند؛ اینکه این حادثه بسیار فراتر از خطای چند کشیش و لغزش شهوانی عده‌ای از اعضای تشکیلات کلیسا است و حتی برخی از محترم‌ترین مردان شهر هم خواسته یا ناخواسته، مستقیم یا غیرمستقیم، هر کدام به نوعی در ماجرا درگیرند. قدم به قدم دو جبهه حقیقت و مصلحت شکل می‌گیرد و ژورنالیست‌های داستان مجبور به انتخاب میان یکی از دو طرف می‌شوند؛ انتخابی که برای برخی‌ها آسان و بدیهی، و برای برخی دیگر دشوار و پیچیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1-2015/">افشاگر ۲۰۱۵ و تقابل حقیقت و مصلحت؛ فیلمی درباره ماجرایی واقعی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل ـ از حقایق تاریخی تا سریال تلویزیونی</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%a7%d8%ac%d8%b9%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%da%86%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%84/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2020 12:47:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ جهان]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1235</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمی‌شود انکار کرد که خط اصلی داستان و مضمون محوری روایت سریال تلویزیونی به خوبی «معنی آن فاجعه» و علل و عوامل موثر در ایجاد آن را بیان می‌کند.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%a7%d8%ac%d8%b9%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%da%86%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%84/">فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل ـ از حقایق تاریخی تا سریال تلویزیونی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل ـ از حقایق تاریخی تا سریال تلویزیونی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>نمی‌شود انکار کرد که خط اصلی داستان و مضمون محوری روایت سریال تلویزیونی به خوبی «معنی آن فاجعه» و علل و عوامل موثر در ایجاد آن را بیان می‌کند.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>یک:</strong> چرنوبیل نام یکی از نیروگاه‌های هسته‌ای شوروی واقع در شمال کی‌اف اوکراین بود که دچار مشکلاتی شد و دو انفجار بزرگ در آن روی داد. سی و دو نفر همانجا جان خود را از دست دادند و تعدادی هم به ‌شدت سوختند. حکومت شوروی مجبور شد که دو شهر از شهرهای نزدیک به نیروگاه را کاملاً تخلیه کند و ساکنان آن منطقه را به جای دیگری ببرد. کوشش‌های زیادی هم برای مهار تشعشعات ناشی از این حادثه و جلوگیری از انتشار آلودگی‌ها انجام دادند. اما وسعت آلودگی آن بسیار بیشتر بود و بخش‌های وسیعی از شمال و شرق اروپا را فراگرفت. طبق آمارهای فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل، حداقل پنج‌هزار نفر در آن حوالی از سرطان یا آسیب‌های دیگر ناشی از رادیواکتیو مردند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><strong>دو:</strong> سوتلانا الکسیویچ (برنده جایزه نوبل ادبی ۲۰۱۵) که کتابی درباره فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل نوشته است (و این کتاب به نام صداهایی از چرنوبیل به فارسی هم ترجمه شده است) می‌گفت برای بیشتر مردمی که می‌شناسم مسأله چرنوبیل به گذشته، به تاریخ تعلق دارد و کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که به دانستن درباره‌اش علاقه داشته باشد؛ اما به نظرم این ماجرا هنوز زنده است و استمرار دارد، هرچند کسی درباره‌اش چیزی نمی‌داند. نمی‌توان گفت که حرف‌های الکسیویچ کاملاً درست است، اما حقایقی در آن وجود دارد. فاجعه چرنوبیل، اگر به علل و اسباب وقوع آن دقت کنیم و سیر شکل‌گیری آن را دقیق ببینیم یک ماجرای منحصر به فرد و یگانه نیست. از خطاهای فردی و ساده‌گیری کارهای حساس و خطیر گرفته تا لجاجت تصمیم‌گیران تا خود فاجعه و بعد هم انکار و پنهان‌سازی واقعیت‌ها. نیروگاه چرنوبیل اولین و آخرین جایی نبود که چنین مواردی در آن روی می‌داد، اما شاید مشهورترین‌شان باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><strong>سه:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Chernobyl_(miniseries)">سریال ۵ قسمتی چرنوبیل</a>، روایتی داستانی درباره این فاجعه است. فضای این سریال، از لباس شخصیت‌ها و گریم چهره‌های آنان شباهت تحسین‌برانگیزی با واقعیت دارد، اما می‌گویند داستان آن به این اندازه به واقعیت وفادار و پایبند نیست. مثلاً می‌گویند روابط بین کارمندان دولت شوروی را درست نشان نمی‌دهد و در این مورد خاص به جای آنکه دوره گورباچف را نشان دهد، دوره استالین را بازآفرینی می‌کند. اما این جزئیات، حتی اگر واقعاً بد و نادرست تصویر شده باشند، بازهم نمی‌شود انکار کرد که خط اصلی داستان و مضمون محوری روایت به خوبی «معنی آن فاجعه» و علل و عوامل موثر در ایجاد آن را بیان می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%d8%a7%d8%ac%d8%b9%d9%87-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%da%86%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%84/">فاجعه نیروگاه اتمی چرنوبیل ـ از حقایق تاریخی تا سریال تلویزیونی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گورباچف در «ملاقات با گورباچف»: روایتی مستند از زندگی آخرین رهبر شوروی</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%a7%da%86%d9%81-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2020 11:57:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ جهان]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1220</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یکی از آخرین دقایق فیلم، مجری از گورباچف می‌پرسد دوست داری روی سنگ قبرت چه چیزی بنویسند؟ و او می‌گوید خودم چیز خاصی در ذهن ندارم، اما روی قبر یکی از دوستانم چیزی نوشته شده که در ذهنم جا خوش کرده است: «ما سعی خودمان کردیم».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%a7%da%86%d9%81-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/">گورباچف در «ملاقات با گورباچف»: روایتی مستند از زندگی آخرین رهبر شوروی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>گورباچف در «ملاقات با گورباچف»: روایتی مستند از زندگی آخرین رهبر شوروی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>در یکی از آخرین دقایق فیلم، مجری از گورباچف می‌پرسد دوست داری روی سنگ قبرت چه چیزی بنویسند؟ و او می‌گوید خودم چیز خاصی در ذهن ندارم، اما روی قبر یکی از دوستانم چیزی نوشته شده که در ذهنم جا خوش کرده است: «ما سعی خودمان کردیم».</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">گورباچف از همان کودکی سخت‌کوش و در کار بسیار جدی بود. در دوره‌ای که دبیران پیر حزب کمونیست یکی بعد از دیگری و با فواصل زمانی کوتاه می‌مُردند، سرانجام نوبت به وی رسید و به عنوان دبیر کل حزب کمونیست شوروی انتخاب شد؛ که در عمل به معنی ریاست بر حکومت شوروی و رهبری بلوک شرق بود. متفاوت از دبیران قبلی، با مردم عادی نشست و برخاست می‌کرد و خودش مستقیم به حرف‌های آنان گوش می‌داد. یک بار در جمع شماری از مردم، در پاسخ به زنی که گفته بود: «شما باید بیشتر به مردم نزدیک شوید» به شوخی پاسخ داد: «از این نزدیک‌تر؟» پدرش درباره فلسفه و ماهیت زندگی به او گفته بود باید آنقدر جنگید تا زمانی که جنگ‌ها به انتها برسند و دیگر نبردی وجود نداشته باشد. اما جنگ‌ها در هر دوره شکل متفاوتی به خود می‌گیرند. چنان که برای وی بعد از فاجعه چرنوبیل، میدان مبارزه جدیدی شکل گرفت. گورباچف می‌گفت چرنوبیل «یک درس بود، یک درس بزرگ» و از آن آموخت که همه چیز، و از همه مهم‌تر فرهنگ سیاسی شوروی نیاز به تغییرات اساسی دارد. زیر فشار امریکا و دولت‌ها و رسانه‌های غربی اعلام کرد حاضر است با ریگان (رئیس‌جمهور امریکا) هرجا که او بخواهد، حتی در هیروشیما دیدار کند و درباره امنیت هسته‌ای به بحث و مذاکره بنشیند. بخش زیادی از مستند به مسأله تسلیحات هسته‌ای اختصاص دارد و گورباچف در مصاحبه با مجری و راوی، در این‌باره صحبت می‌کند. می‌گوید ما و امریکایی‌ها بهتر از دیگران (احتمالا منظورش از دیگران کسانی مثل مارگارت تاچر، نخست‌وزیر انگلیس بود) می‌دانستیم که جنگ هسته‌ای به معنی نابودی کامل و برگشت‌ناپذیر تمدن خواهد بود و همین درک مشترک، کمک‌مان کرد تا چند قدم دلگرم‌کننده رو به جلو برداریم. منظورش، توافقاتی بود که آن سال‌ها درباره موشک‌های کوتاه‌برد بسته شد. گورباچف اضافه می‌کند: آن‌هایی که اهمیت و ضرورت همکاری میان دولت‌ها و خلع‌سلاح را درک نمی‌کنند نباید سیاستمدار باشند و نباید در سیاست جایی را برای آن‌ها خالی کرد. اما اصلاحات گورباچف به همین موضوع تسلیحات اتمی محدود نمی‌شد. دستور عقب‌نشینی نیروهای شوروی از افغانستان را صادر کرد و سربازان متجاوز را بعد از ده سال اشغال از آن سرزمین بیرون کشید. چندی بعد هم در جنگ اول خلیج فارس با امریکا همکاری کرد و در واداشتن صدام به عقب‌نشینی از کویت، عملاً یکی از متحدان امریکا بود. می‌گویند ـ و درست و دقیق هم است ـ که این همکاری میان امریکا و شوروی در جنگ اول خلیج فارس، نشانه واضح و انکارنشدنی از پایان جنگ سرد بود. گورباچف، همچنین فشار شوروی به کشورهای اروپای شرقی را کاهش داد و حتی در اتحاد دوباره دو آلمان شرقی و غربی هم نقش‌آفرینی موثری داشت. در پاسخ به این پرسش مجری که آیا پایان کار شوروی و فروپاشی بلوک شرق اجتناب‌ناپذیر بود گفت: در دوره من انباشت مسائل حل‌نشده و مشکلات فراوانی که از مدت‌ها قبل باقی مانده بود شرایط را پیچیده می‌کرد و هیچ تدبیر فوری و کم‌هزینه‌ای برای تدبیر بحران‌ها وجود نداشت؛ اما برخی‌ها عجول و برخی دیگر هم مخالف بودند. تضادی که کار را به مراتب سخت‌تر، و حتی ناممکن می‌کرد. فیلم با ماجرای کودتا و بازداشت خانگی گورباچف و دروغی که درباره وخامت حال جسمی وی انتشار یافت ادامه پیدا و حوادث آن مقطع حساس را به سرعت مرور می‌کند. این وسط بوریس یلتسین نقش قهرمان و ناجی را بازی کرد و مردم هم که به قول گورباچف «شیفته سیاستمداران بی‌پروا و جسورند» با او همراه شدند. در روایت فیلم به انحلال نظام شوروی و استعفای گورباچف هم اشاره می‌شود و آن صحنه تاریخی، که وی رسماً از مقام خود کناره‌گیری کرد نیز در فیلم وجود دارد. در واقع ما در اینجا، همراه با تماشای مستند، پایان یک دوره تاریخی را بازخوانی می‌کنیم. ناگفته نماند که اواخر فیلم ـ که در کل روایتی جانبدارانه، اما مستند از زندگی گورباچف عرضه می‌کند ـ به وجوه انسانی وی و روابط خانوادگی‌ و فوت همسرش (بر اثر ابتلا به سرطان خون) و برخی صحنه‌های عاطفی و تأثیرگذار اختصاص دارد. جالب اینکه ولادیمیر پوتین جوان را هم در مراسم تشییع همسر گورباچف می‌بینیم. در یکی از آخرین دقایق فیلم، مجری از گورباچف می‌پرسد دوست داری روی سنگ قبرت چه چیزی بنویسند؟ و او می‌گوید خودم چیز خاصی در ذهن ندارم، اما روی قبر یکی از دوستانم چیزی نوشته شده که در ذهنم جا خوش کرده است: «ما سعی خودمان کردیم». مستند ملاقات با گورباچف با شعری از میخائیل لرمانتف به پایان می‌رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Meeting_Gorbachev"><strong>Meeting Gorbachev</strong></a></p>
<p style="text-align: justify;">2018 ‧ History/Documentary</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%a7%da%86%d9%81-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/">گورباچف در «ملاقات با گورباچف»: روایتی مستند از زندگی آخرین رهبر شوروی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فیلم توطئه‌گر (۲۰۱۰) و مسأله عدالت ـ رجوع به تاریخ برای درنگ بر عدالت</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b7%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%b1-2010/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 May 2020 02:28:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ جهان]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1208</guid>

					<description><![CDATA[<p>داستان فیلم توطئه‌گر بر محاکمه مری سورات، که در زمان ترور آبراهام لینکلن، مهمانخانه‌ای را در واشنگتن اداره می‌کرد استوار است.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b7%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%b1-2010/">فیلم توطئه‌گر (۲۰۱۰) و مسأله عدالت ـ رجوع به تاریخ برای درنگ بر عدالت</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>فیلم توطئه‌گر (۲۰۱۰) و مسأله عدالت ـ رجوع به تاریخ برای درنگ بر عدالت</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>داستان فیلم توطئه‌گر بر محاکمه مری سورات، که در زمان ترور آبراهام لینکلن، مهمانخانه‌ای را در واشنگتن اداره می‌کرد استوار است.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">آیا ساختن فیلمی درباره جنگ داخلی امریکا، بدون اشاره به مسأله برده‌داری ممکن است؟ کسانی که فیلم توطئه‌گر را دیده‌اند، درباره پاسخ‌گویی به این پرسش، احتمالاً نظرات متفاوتی خواهند داشت. اما پاسخ آن هرچه که باشد، تماشای فیلم توطئه‌گر حتماً برای تأمل درباره جنگ داخلی امریکا، و دغدغه‌های افکار عمومی ایالات متحده درباره پایان جنگ مفید خواهد بود. داستان فیلم توطئه‌گر بر محاکمه مری سورات، که در زمان ترور آبراهام لینکلن، مهمانخانه‌ای را در واشنگتن اداره می‌کرد استوار است. البته این توطئه به خود رئیس‌جمهور لینکلن محدود نبود و توطئه‌گران قصد کشتن اندرو جانسون (کفیل ریاست‌جهوری) و ویلیام هنری سه‌وارد (وزیر امور خارجی) را هم داشتند که البته ناکام ماندند و فقط در قتل لینکلن موفق شدند. شرکت سازنده این فیلم مدعی است ـ و شواهدی هم بر صحت ادعای آن وجود دارد ـ که داستان این فیلم بر اساس واقعیت شکل گرفته است و بیشتر حوادث و جزییات آن، به راستی رخ داده‌اند. شاید درباره کلیت این فیلم، بتوانیم چنین ادعای بزرگی را بپذیریم (البته با سهل‌گیری)، اما نباید از یاد برد که که این فیلم سینمایی جذاب و اثرگذار هم مثل هر روایت دیگری از تاریخ، خواه‌ناخواه برخی واقعیت‌ها ناگفته گذاشته است. مهم‌ترین این واقعیت‌ها، همان موضوع بردگی است. نه بردگی به طور کلی، که نگاه مری سورات درباره این موضوع. در فیلم هیچ اشاره‌ای به این موضع نمی‌شود که این زن حداقل دو برده داشت و قانون لغو برده‌داری، که لینکلن آن را به سرانجام رساند در واقع ضربه‌ای به منافع شخصی این زن بود. شخصیت‌های اصلی فیلم، یعنی مادری که در دفاع از پسر خود سکوت و فداکاری می‌کند و سرباز شریفی که حالا لباس وکالت به تن دارد و برای تحقق عدالت می‌کوشد، ارزش‌های متفاوتی دارند. اما به هم نزدیک می‌شوند و یکدیگر را درک می‌کنند؛ چیزی که گویا در دنیای واقعی ممکن نبود. زیرا اکثر جنوبی‌ها داشتن برده را بخشی از حقوق طبیعی خود می‌دانستند و مالکیت انسان بر انسانی دیگر را نکوهیده و غلط نمی‌دیدند. فیلم به این مسائل نمی‌پردازد و حتی بدان‌ها اشاره‌ای گذرا هم نمی‌کند. اما فیلم توطئه‌گر، با همه عیب و ایرادهایی که به آن وارد است، فیلم بسیار خوبی است. زیرا، فارغ از وفاداری سازندگان آن به تاریخ و واقعیت، بر مسأله عدالت و حق همه در برخورداری از آن تأمل می‌کند و تماشاگر را هم به این تأمل تشویق می‌کند.</p>
<div class="kno-ecr-pt PZPZlf gsmt i8lZMc sKbx2c" style="text-align: left;" data-local-attribute="d3bn" data-attrid="title" data-ved="2ahUKEwjKn_vu-s3pAhXOUJoKHcbuCb8Q3B0oATAjegQIGxAQ"><a href="https://www.imdb.com/title/tt0968264/">The Conspirator <span data-ved="2ahUKEwjKn_vu-s3pAhXOUJoKHcbuCb8Q2kooAjAjegQIGxAR">2010 &#8211; Drama/History</span></a></div>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b7%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%b1-2010/">فیلم توطئه‌گر (۲۰۱۰) و مسأله عدالت ـ رجوع به تاریخ برای درنگ بر عدالت</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گودزیلا ـ نگاهی به تاریخچه این هیولای سینمایی</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%af%d8%b2%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2020 04:07:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1188</guid>

					<description><![CDATA[<p>گودزیلا اکنون یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادها در فرهنگ عامه ژاپنی‌ها است و حتی یکی از چند عامل موثری است که سینمای ژاپن را به مخاطبان عام و عادی سینما در گوشه و کنار جهان شناساند. با اینکه گودزیلا در هر حضور خود، ویرانی و وحشت و مرگ به همراه می‌آورد، اغلب تماشاگران این هیولا را دوست دارند یا حداقل آن را جالب و جذاب می‌دانند.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%af%d8%b2%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c/">گودزیلا ـ نگاهی به تاریخچه این هیولای سینمایی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>گودزیلا ـ نگاهی به تاریخچه این هیولای سینمایی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>گودزیلا اکنون یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادها در فرهنگ عامه ژاپنی‌ها است و حتی یکی از چند عامل موثری است که سینمای ژاپن را به مخاطبان عام و عادی سینما در گوشه و کنار جهان شناساند. با اینکه گودزیلا در هر حضور خود، ویرانی و وحشت و مرگ به همراه می‌آورد، اغلب تماشاگران این هیولا را دوست دارند یا حداقل آن را جالب و جذاب می‌دانند.</strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><strong>نویسنده: مرتضی میرحسینی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">گودزیلا یا چنان که گاهی خود ژاپنی‌ها می‌گویند گوجیرا، هیولایی تخیلی است که نخستین بار سال ۱۹۵۴ در فیلمی به همین نام معرفی شد. گودزیلا بیشتر از هر موجود دیگری به دایناسورها شباهت دارد و گاهی شاه هیولاها هم خوانده می‌شود. تا امروز بیشتر از ۳۰ فیلم سینمایی و تعداد زیادی انیمیشن درباره‌اش ساخته شده است که چندتایی از آن‌ها را نه خود ژاپنی‌ها، که شرکت‌های هالیوودی تولیده کرده‌اند. البته این هیولا فقط در سینما نماند و مانند بسیاری چیزهای جذاب دیگر به صنعت بازی‌های رایانه‌ای و کتاب‌های مصور و مجموعه‌های تلویزیونی هم راه یافت و حتی چند رمان نیز درباره‌اش نوشتند. گودزیلا هیولایی مهاجم و ویرانگر متعلق به دوران پیش از تاریخ است که بعد از انفجار هسته‌ای از اعماق اقیانوس سربرمی‌آورد. نخستین فیلم گودزیلا زمانی ساخته و عرضه شد که خاطره بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی هنوز زنده و تازه بود و مسأله انفجار هسته‌ای و مرگ و تباهی همراه آن، بر ذهن و وجدان ژاپنی‌ها سنگینی می‌کرد. روی پوست بدن گودزیلا آثار و نشانه‌های سوختگی ناشی از انفجار اتمی دیده می‌شود و می‌گویند <a href="https://wikizilla.org/wiki/Akira_Watanabe">آکِرا واتانابه</a> (خالق این موجود) این زخم‌ها را به یاد بازماندگان مجروح انفجار هیروشیما روی بدن هیولا طراحی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">گودزیلا هیولایی است که از آب به خشکی می‌آید و موجودی دوزیست است. مثل بسیاری از شخصیت‌ها و شمایلی که در یک بازه زمانی نسبتاً طولانی بارها در داستان‌های مختلف بازآفرینی می‌شوند، ویژگی‌های آن ثابت نمانده و در هر بازآفرینی تغییراتی کرده است. مثلاً در آغاز فاقد جنسیت مشخص بود، اما بعد به موجودی نر تبدیل شد. تقریباً همه کسانی که در این چند دهه در طراحی یا بازنمایی گودزیلا نقشی داشته‌اند می‌گویند نمی‌توان با معیارهای انسانی و اخلاقی خودمان درباره این هیولا داوری و با برچسب خیرخواهی یا شرارت، انگیزه اعمال او را مشخص کرد. اما مرور تاریخچه فیلم‌های گودزیلا به ما نشان می‌دهد که این هیولا در ابتدا فقط باعث خرابی و تباهی بود، اما بعد به تدریج، در داستان‌های بعدی نیت‌ها و ماهیت او تغییراتی کرد و وجوده مثبتی هم به خود گرفت. حتی در چند فیلم عملاً به دفاع از حیات انسان‌ها روی کره زمین آمد و به متحد بشر در مواجهه با تهدیدات فرازمینی تبدیل شد. البته ناگفته نماند که گودزیلا تنها هیولای این دسته فیلم‌ها نیست و در بیشتر فیلم‌ها، هیولاهای دیگری هم در کنار یا در هماوردی با او حضور دارند؛ برخی از آنان دوست و متحدش و برخی دیگر رقیب و دشمنش محسوب می‌شوند. شماری از این هیولاها مثل <a href="https://wikizilla.org/wiki/King_Ghidorah">گیدورا</a> و <a href="https://wikizilla.org/wiki/Mothra">ماترا</a> بسیار مشهورند.</p>
<p style="text-align: justify;">گودزیلا اکنون یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادها در فرهنگ عامه ژاپنی‌ها است و حتی یکی از چند عامل موثری است که سینمای ژاپن را به مخاطبان عام و عادی سینما در گوشه و کنار جهان شناساند. با اینکه گودزیلا در هر حضور خود، ویرانی و وحشت و مرگ به همراه می‌آورد، اغلب تماشاگران این هیولا را دوست دارند یا حداقل آن را جالب و جذاب می‌دانند. از نظر آنان گودزیلا موجود بدذاتی نیست و در خرابی‌ها و خسارت‌هایی که به بار می‌آورد تقصیری ندارد. مجرم اصلی کسانی‌اند که دانش را به مسیرهای خطرناک و نادرستی سوق داده و نظم و سامان طبیعی جهان را به‌هم زده‌اند. از این حیث، گودزیلا نماد و نماینده قدرت مخرب طبیعت، برای تنبیه انسان بی‌ملاحظه و جاه‌طلب است که با سلاح اتمی و آزمایش‌های هسته‌ای و جستجوی منافع نامشروع از دانش، امنیت اصلِ حیات را به خطر انداخته است.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر داستان نخستین فیلم گودزیلا را، که بارها در شماری از فیلم‌های بعدی ـ با تغییراتی کوچک یا بزرگ ـ تکرار شد مرور کنیم، می‌توانیم به وضوح مضمون هراس از دانش به انحراف کشیده‌شده را ببینیم. مسیر حوادث از اینجا شروع می‌شود که امریکایی‌ها با آزمایش بمب هسته‌ای در گوشه‌ای از اقیانوس آرام، خزنده غول‌پیکر پیش از تاریخی را از خواب طولانی و شاید چند میلیون ساله‌اش بیدار می‌کنند. این هیولای خشمگین به کشتی‌های ماهیگیری حمله می‌کند و وحشت زیادی در آب‌ها و سواحل آن منطقه می‌آفریند. جز برخی مردم محلی ساحل‌نشین که از بازگشت موجودی کهن صحبت می‌کنند، کسی واقعاً نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است. حتی چند نفری ساده‌انگارانه باور دارند و تأکید می‌کنند که خسارت‌های به‌وجود آمده، ناشی از طوفانی شدید است. اما بعد که واقعیت آشکار و معلوم و درستی حرف‌های مردم محلی اثبات می‌شود، این هیولا را گودزیلا می‌نامند؛ همان نامی که ژاپنی‌ها در فرهنگ عامه خودشان برای این موجود بسیار کهن می‌شناختند. گروهی از دانشمندان اصرار دارند که باید این هیولا را درست بشناسیم و بفهمیم که چرا و چگونه بیدار شده است، اما دیگران به ویژه نیروهای نظامی، برای دفاع از مردم به چیزی جز کشتن سریع هیولا فکر نمی‌کنند؛ که البته در عمل معلوم می‌شود که کار آسانی نیست، زیرا هیچ سلاحی بر او اثر ندارد و حتی گاهی به خود مهاجمان آسیب بیشتری وارد می‌کند. داستان این فیلم، چنان که قبل‌تر اشاره شد، نشان‌دهنده ترس از آزمایش‌های هسته‌ای و نکوهش برنامه‌های جاه‌طلبانه شماری از کشورها، از جمله و به‌ویژه امریکا بود. شخصیت اصلی فیلم، دکر یامانه در پایان ماجرا می‌گوید که شکست دادن گودزیلا به خطری که ژاپن و همه جهان را تهدید می‌کند پایان نمی‌دهد و تا زمانی که بشر چنین بی‌رویه و افراطی به آزمایش و استفاده از تسلیحات هسته‌ای ادامه می‌دهد، همیشه احتمال بازگشت گودزیلاهای دیگر وجود خواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">مضمون وحشت از خطاهای انسان و نگرانی از پیامدهای ناشناخته آزمایش‌های اتمی در بسیاری از فیلم‌های گودزیلا تکرار می‌شود. اما در چند فیلم، با مسائل دیگری مثل مواجهه با تهدیدات خارجی کره زمین و نقش‌آفرینی گودزیلا در مقابله با این تهدیدات، مبارزه وی با هیولاهای رقیب زمینی یا موجودات دشمن فرازمینی، یا کوشش گودزیلا و هیولاهای متحد او برای بازگرداندن تعادل به حیات طبیعی سروکار داریم. حتی در فیلم <a href="https://wikizilla.org/wiki/Shin_Godzilla">شین‌گودزیلا</a> که یکی از فیلم‌های اخیر این دسته محسوب می‌شود، خود گودزیلا فقط بستر و بهانه‌ای است برای طرح مضمون اصلی، یعنی خودباوری و کوشش بی‌آلایش و اعتماد به آدم‌های لایق ولو ناهنجار کشور، برای عبور از بحران‌ها و تنگناهای ملی. در این فیلم، شین‌گودزیلا نه شخصیت محوری داستان، که دستاویزی برای پرداختن به مسائل دیگر است. شاید امروزه دیگر فیلم‌های قدیمی گودزیلا، مخصوصاً آن‌هایی که دو سه دهه یا بیشتر از زمان ساخت‌شان می‌گذرد چندان جذابیتی برای تماشاگر و مخاطب نسل جدید سینما نداشته باشند و حتی بیشترشان کمی هم مضحک و مسخره به نظر برسند، اما تقریباً همه فیلم‌های گودزیلا در زمان خودشان فیلم‌های پرمخاطب ـ و در چارچوب صنعت سرگرمی فیلم‌های مهمی ـ بودند و درباره هرکدام‌شان، مدت‌ها بحث و گفت‌وگو شکل می‌گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%da%af%d9%88%d8%af%d8%b2%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d9%88%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c/">گودزیلا ـ نگاهی به تاریخچه این هیولای سینمایی</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شاه یاغی و روایتی سینمایی از زندگی رابرت بروس، شاه اسکاتلند</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b3/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Mar 2020 07:36:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ جهان]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1125</guid>

					<description><![CDATA[<p>بدون تردید، از زیرورو کردن اسناد و شواهد تاریخی و مطالعه تا حد امکان دقیق تاریخ اسکاتلند در روزگار رابرت بروس به تصویری متفاوت با آنچه فیلم به ما عرضه می‌کند می‌رسیم؛ هرچند شاید در اصل و اساس ماجراها، و جنبشی که رابرت بروس رهبری کرد تفاوت چندانی میان تاریخ و فیلم وجود نداشته باشد.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b3/">شاه یاغی و روایتی سینمایی از زندگی رابرت بروس، شاه اسکاتلند</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>شاه یاغی و روایتی از زندگی رابرت بروس</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><em><strong>رابرت بروس یکی از مشهورترین جنگجویان زمان خودش بود. در سال ۱۳۰۶ به جنگ با انگلیسی‌ها برخاست و سیطره درباره انگلیس بر زندگی مردم اسکاتلند را به چالش کشید. او تا تابستان ۱۳۲۹ عمر کرد.</strong></em></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;">وفاداری یک اثر هنری به تاریخ، و الزامات و محدودیت‌های خالق اثر به آنچه واقعاً در گذشته روی داده است بحث تازه‌ای نیست. بسیاری از فیلم‌ها را تاریخی می‌نامند، فقط به این دلیل که زمان وقوع حوادث داستان آن به گذشته برمی‌گردد (حتی گاهی این گذشته، دوره‌ای نامعلوم است). برخی دیگر اما، به حوادث تاریخی خاص یا نقش برخی افراد در تحولات گذشته می‌پردازند. فیلم شاه یاغی یکی از آثاری است که در دسته دوم جای می‌گیرد. اگر نخواهیم خیلی به عقب برویم، مسأله اسکاتلند و مداخله انگلیس در این سرزمین به اواخر قرن سیزدهم میلادی برمی‌گردد. زمانی که آلکساندر سوم، شاه اسکاتلند از دنیا رفت و تاج و تخت را برای نوه‌اش، که دختری سه ساله بود باقی گذاشت. دخترک هم چهار سال بعد فوت کرد و بعد از آن میان بزرگ دو خاندان بانفوذ و ثروتمند اسکاتلندی (که پدربزرگ رابرت بروس یکی از آن دو بود) رقابت شکل گرفت. درنهایت تصمیم‌گیری درباره حق حکومت بر اسکاتلند را به شاه انگلیس واگذار کردند و او هم آن خاندان دیگر را انتخاب کرد. همین دخالت دربار انگلیس در انتخاب شاه اسکاتلند نخستین گام در تباهی استقلال این کشور بود. بعدها انگلیسی‌ها دست خودشان را درازتر کردند و بر مردم اسکاتلند خراج و مالیات بستند و حتی از آنان باج‌های غیرمرسوم گرفتند. ظلم آنقدر ادامه پیدا کرد که به شورش مردم به رهبری <a href="https://www.biography.com/military-figure/william-wallace">ویلیام والاس</a> کشید، که البته فرجامی تلخ و اندوه‌بار، هم برای خودش و هم برای کسانی که او را در آن شورش همراهی کرده بودند به دنبال داشت. داستان فیلم شاه یاغی به دوره بعد از شورش ویلیام والاس، و تسلیم اسکاتلند به انگلیس برمی‌گردد. زمانی که خاندان‌های متنفذ اسکاتلندی، هر کدام ـ با اجازه و به فرمان شاه انگلیس ـ سهم خودشان را از این سرزمین برمی‌دارند. چنین به نظر می‌رسد که جنبش استقلا‌ل‌خواهی مردم اسکاتلند که ویلیام والاس نماد و نماینده و رهبر آن بود، به کلی درهم‌ شکسته است و دیگر کسی سیطره انگلیسی‌ها را به چالش نخواهد کشید. اما چندی بعد رابرت بروس، که خودش در سرکوب شورش ویلیام والاس به انگلیسی‌ها کمک کرده بود با سلطه انگلیسی‌ها مخالفت می‌کند و دور تازه‌ای از جنگ و تعقیب و گریز شروع می‌شود. تا جایی که به تاریخ مربوط می‌شود، فیلم بسیاری از نقاط تاریک گذشته و حوادث مبهم زندگی رابرت بروس را یا ناگفته می‌گذارد یا به سرعت و در حد اشاره از آن‌ها می‌‌گذرد. کوشش سازندگان شاه یاغی این بوده که از رابرت بروس، چهره‌ای درستکار و میهن‌پرست تصویر شود و از او در ذهن تماشاگران یک قهرمان شکل بگیرد. حتی آن روزهایی که شکست می‌خورد و می‌گریزد و عملاً به شاهی بدون سپاه و سرزمین تبدیل می‌شود نیز وجه قهرمانی او مخدوش نمی‌شود. بدون تردید، از زیرورو کردن اسناد و شواهد تاریخی و مطالعه تا حد امکان دقیق تاریخ اسکاتلند در روزگار رابرت بروس به تصویری متفاوت با آنچه فیلم به ما عرضه می‌کند می‌رسیم؛ هرچند شاید در اصل و اساس ماجراها، و جنبشی که رابرت بروس رهبری کرد تفاوت چندانی میان تاریخ و فیلم وجود نداشته باشد. البته چهره واقعی شخصیت‌های تاریخی، نه از اشاره به کلیات و مرور حوادث اصلی، که تأمل موشکافانه بر جزییات و مسائل ریز زندگی آنان و کنش و واکنش‌هایی که در حوادث و تنگناها و گشایش‌ها داشته‌اند به دست می‌آید.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b3/">شاه یاغی و روایتی سینمایی از زندگی رابرت بروس، شاه اسکاتلند</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تایتانیک و عشقی بدفرجام؛ تراژدی پرفروش جیمز کامرون</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Mar 2020 06:32:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تقویم تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1059</guid>

					<description><![CDATA[<p>اولین روز از ماه مارس 1998 بود که اعلام شد فروش فیلم سینمایی تایتانیک، ساخته جیمز کامرون از مرز یک میلیارد دلار گذشت. اتفاقی که تا آن زمان در تاریخ سینما بی‌سابقه بود.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4/">تایتانیک و عشقی بدفرجام؛ تراژدی پرفروش جیمز کامرون</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>تایتانیک و عشقی بدفرجام؛ تراژدی پرفروش جیمز کامرون</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">اولین روز از ماه مارس ۱۹۹۸ بود که اعلام شد فروش فیلم سینمایی تایتانیک، ساخته جیمز کامرون از مرز یک میلیارد دلار گذشت. اتفاقی که تا آن زمان در تاریخ سینما بی‌سابقه بود. این فیلم آنقدر مشهور است که نیازی به بازخوانی داستان آن، و سخن گفتن از خط اصلی روایت و شخصیت‌های محوری آن وجود ندارد. همان سالی که تایتانیک اکران شد، آلن ریدینگ در یادداشتی برای روزنامه <a href="https://www.nytimes.com">نیویورک تایمز</a> نوشت که جذابیت ماجرای کشتی تایتانیک مدت‌ها قبل از اینکه فیلم جیمز کامرون ساخته و اکران شود اثبات و معلوم شده بود. کتاب‌هایی که نوشته شده و آلبوم‌های موسیقی که به بازار آمده بود و مستندهایی که درباره‌اش ساخته بودند؛ حتی می‌دانید که تایتانیک ۱۹۹۸ جیمز کامرون، نخستین فیلم سینمایی داستانی درباره این کشتی بدفرجام نبود. اما کامرون و گروه سازنده این فیلم، چیز تازه دیگری عرضه کردند. چیزی که ذائقه اشباع شده مخاطبان را جذب کند. می‌نویسد نباید در بررسی علل فروش بالای فیلم از تأثیر عواملی مثل قدرت فیلم‌سازی هالیوود، جلوه‌های ویژه حیرت‌انگیز، تبلیغات و شبکه توزیع فیلم غافل شد، اما موضوع بی‌شک فراتر از همه این‌هاست. تایتانیک داستانی را روایت می‌کند که می‌تواند راست و حقیقی باشد؛ نمایش پرآب و تاب دلدادگی دو جوان از دو طبقه اجتماعی متفاوت، آن‌هم چند قدم مانده به فاجعه‌ای بزرگ؛ و آن فرجام تلخی که برای شخصیت‌های داستان رقم خورد. فیلم هم وجوه تخیلی قدرتمندی و گیرایی دارد، و هم اینکه در بستر یک حادثه واقعی تاریخی روایت می‌شود، که این دومی، تأثیر آن را چندبرابر می‌کند. ولو اینکه سازندگان، به آنچه واقعاً روی داده چندان وفادار نمانند و تا آنجه در چارچوب حقایق تاریخی بمانند که داستان می‌طلبد. سازندگان تایتانیک ۱۹۹۸ بر خاص و بی‌سابقه بودن جلوه‌های ویژه فیلم‌شان تاکید داشتند و در عمل هم کاری کردند که پیش از آنان کسی نکرده بود. تایتانیک، سطح فیلم‌سازی را از این حیث ارتقا داد و مرزهای رویاپردازی روی پرده سینما را گسترده‌تر کرد. اما همه این جلوه‌های ویژه، درنهایت به خدمت داستان فیلم درآمد و بر جذابیت ماجرایی که تماشاگر دنبال می‌کرد افزود. به قول <a href="https://www.rogerebert.com">راجر ایبرت</a>، این فیلم با پرداختن به مضامینی مثل عشق و مرگ و زندگی، به لایه‌های عمیق احساسات ما تلنگر می‌زند و تراژدی دیگری به فهرست تراژدی‌های مهم اضافه می‌کند. ناگفته نماند که تایتانیک ۱۹۹۸ در سراسر جهان بیشتر از ۲ میلیارد دلار فروخت و تا سال‌ها، در صدر فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما ایستاد.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4/">تایتانیک و عشقی بدفرجام؛ تراژدی پرفروش جیمز کامرون</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصائب مسیح و باورهای مل گیبسون ـ فیلم مهمی که سال ۲۰۰۴ اکران شد</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d9%85%d9%84-%da%af%db%8c%d8%a8%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Feb 2020 07:31:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تقویم تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1052</guid>

					<description><![CDATA[<p>بیست و پنجم فوریه 2004 فیلم Passion of Christ که به فارسی مصائب مسیح ترجمه شد، در امریکا به روی پرده رفت. فیلم مصائب مسیح روایتی بود از دو روز پایانی زندگی عیسی ناصری، که مل گیبسون آن را کارگردانی می‌کرد.</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d9%85%d9%84-%da%af%db%8c%d8%a8%d8%b3%d9%88%d9%86/">مصائب مسیح و باورهای مل گیبسون ـ فیلم مهمی که سال ۲۰۰۴ اکران شد</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>مصائب مسیح و باورهای مل گیبسون ـ فیلم مهمی که سال ۲۰۰۴ اکران شد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">بیست و پنجم فوریه ۲۰۰۴ فیلم <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Passion_of_the_Christ">Passion of Christ</a> که به فارسی مصائب مسیح ترجمه شد، در امریکا به روی پرده رفت. فیلم مصائب مسیح روایتی بود از دو روز پایانی زندگی عیسی ناصری، که مل گیبسون آن را کارگردانی می‌کرد. وی بیشتر بازیگر و ستاره فیلم‌های اکشن و مهیج بود و دستمزد تقریبی‌اش برای بازی در هر کدام از این فیلم‌ها به عددی بیشتر از ۲۰ میلیون دلار می‌رسید. اما گیبسون، آن زمان و نیز بعدها گفت خودم به ساختن این فیلم نیاز داشتم و اصلاً به مسائل مالی‌اش فکر نمی‌کردم. گویا خط اصلی روایت را از کتاب خاطرات سن آن‌کاترین امریش (قرن هجدهم میلادی) اقتباس کرد، هرچند به وضوح اعتقادات و علایق شخصی گیبسون هم در آن دیده می‌شد. در مصاحبه با مجله تایم گفت که کشش عجیبی و عمیقی برای کار کردن روی این داستان داشتم؛ کلیات آنچه بر عیسی گذشته است در انجیل‌ها وجود دارد، اما می‌خواستم خودم با حادثه درگیر شوم و به کشف و شهود برسم. به ایتالیا رفت و بررسی جامعی را درباره متون به جای مانده از آن دوره و همه چیزهایی که به نوعی به مسیح ارتباط داشت شروع کرد. سعی داشت روایتی خلق کند که همه مردم جهان، از هر زبان و فرهنگی که باشند، بتوانند با آن همراه شوند. هرچند در عمل، به استفاده از زیرنویس نیاز شد.</p>
<p style="text-align: justify;">چند ماه مانده به اکران رسمی فیلم، این بحث بالا گرفته بود که آیا با فیلمی ضدیهودی سروکار خواهیم داشت. برخی‌ها به موضوع حساس شده بودند و این بحث را پیش می‌کشیدند که فیلم دوباره به همان اندیشه قدیمی برمی‌گردد: یهودیان در سرنوشتی که برای عیسی رقم خود گناه‌کارند. به ویژه آنکه خود گیبسون هم در چند رویداد، نشانه‌هایی از اعتقاد به این فکر را از خودش بروز داده بود. این فقط یک حاشیه از میان ده‌ها حواشی فیلم مصائب مسیح بود. این حواشی هم مشکلاتی را برای فیلم و عوامل سازنده آن ایجاد کرد، هم باعث بهتر و بیشتر دیده شدن آن شد. گفته‌اند که تماشاگران از آنچه روی پرده می‌دیدند شگفت‌زده شدند. انتظار داشتند با داستانی ملایم و لطیف مواجه شوند، اما خشونتی عجیبی در بیشتر صحنه‌های فیلم وجود داشت. پیامبری که به آن قساوت و سبعیت شلاق می‌خورد و بی‌رحمانه شکنجه می‌شود. راجر ایبرت منتقد نوشت این «خشن‌ترین فیلمی است که تاکنون دیده‌ام»، واقعیتی که گیبسون هم آن را رد نمی‌کرد. می‌گفت این خشونت تنیده شده در داستان و صحنه‌های فیلم عمدی و آگاهانه بوده است؛ «خودم می‌خواستم که صحنه‌ها تکان‌دهنده باشند. می‌خواستم آن افراط و قساوت را به وضوح نشان دهم. زیرا بزرگی عیسی، در عظمت فداکاری‌ها و رنج‌هایی بود که متحمل شد. اینکه می‌شود در برخورد با بدترین قساوت‌ها، همچنان به عشق و گذشت و آمرزش وفادار ماند».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d9%85%d9%84-%da%af%db%8c%d8%a8%d8%b3%d9%88%d9%86/">مصائب مسیح و باورهای مل گیبسون ـ فیلم مهمی که سال ۲۰۰۴ اکران شد</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لینکلن (۲۰۱۲) فیلمی که باید دید؛ بازآفرینی کم‌نقص تاریخ</title>
		<link>http://tarikhblog.ir/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9%d9%84%d9%86-2012-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Feb 2020 03:03:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و نظر]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ جهان]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tarikhblog.ir/?p=1010</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل مختصر و مفید جاشوا زیتز در نشریه آتلانتیک، تحلیلی دقیق و گویاست. وی ضمن فهرست کردن چند اشتباه تاریخی و روایی در لینکلن (2012) می‌نویسد: «فیلم بی‌نقصی نیست، اما فیلم مهمی است».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9%d9%84%d9%86-2012-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/">لینکلن (۲۰۱۲) فیلمی که باید دید؛ بازآفرینی کم‌نقص تاریخ</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>لینکلن (۲۰۱۲)، فیلمی که باید دید؛ بازآفرینی کم‌نقص تاریخ</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">اختصاصی <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">لینکلن، ماه‌های آخر عمر با مسائل زیادی مواجه بود. از یک طرف جنگ داخلی همچنان ادامه داشت و جنوبی‌ها با لجاجتی پرهزینه از پذیرش شکست طفره می‌رفتند. از طرف دیگر تصویب سیزدهمین متمم قانون اساسی که برده‌داری را در سراسر ایالات متحد امریکا ممنوع و جرم اعلام می‌کرد، با سرسختی مخالفان و تردید‌های موافقان آن به مانع برخورده بود. زندگی شخصی لینکلن هم در آن روزهای پرتلاطم، بی‌مشکل و آرام نبود و تنش‌هایی میان وی و همسر و پسربزرگش وجود داشت. برای وی و حامیانش، مسأله فقط به تصویب قانون ممنوعیت برده‌داری و ختم هرچه زودتر جنگ محدود نمی‌شد. آن‌ها می‌کوشیدند هم دموکراسی را حفظ کنند، به روش‌های دموکراتیک پایبند بمانند و کارآمدی این روش‌ها را نیز نشان دهند. همچنین جنوبی‌ها را متقاعد به تسلیم کنند و ایالات متحد امریکا را یکپارچه نگه دارند. سرانجام موفق هم شدند؛ قانون از مسیرهای دموکراتیک به تصویب رسید و آنچه را که مخالفان برده‌داری سال‌ها برای تحقق آن می‌کوشیدند به قوانین اساسی امریکا افزوده شد. جنگ، البته با تلفاتی بیشتر از حد انتظار لینکلن به پایان رسید و صلح سرانجام برقرار شد. امریکا همه ایالت‌های خود را حفظ کرد و به رهبری لینکلن از فروپاشی و تجزیه نجات یافت. به قول <a href="https://www.goodreads.com/book/show/7000233">رابرت پالمر</a>: «جنگ به این فکر پایان داد که جرگه اتحاد میان ایالات متحده جنبه کنفدراسیونی را ندارد که اعضای آن بتوانند به طیب خاطر از آن بیرون بروند. در عوض پیروان این عقیده فاتح آمدند که ایالات متحده کشور ملی واحدی است، نه مرکب از چندین ایالت که به دور هم گرد آمده‌اند، بلکه ملتی واحد که افراد آن ملت به نحوی لایتغیر به یکدیگر پیوسته‌اند».</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">لینکلن (۲۰۱۲) را استیون اسپیلبرگ ساخت و نقش اصلی را به دانیل دی‌لوئیس سپرد. هر دو، هم کارگردان و هم بازیگر اصلی، برای کار باکیفیتی که از خودشان ارائه کردند تحسین شدند. دی‌لوئیس در نشان دادن ریزه‌کاری‌های شخصیت لینکلن و آن شکیبایی و وقار و شوخ‌طبی که وی را از دیگران متمایز می‌کرد بی‌نظیر بود و به قول <a href="https://www.wsws.org/en/articles/2013/04/03/guel-a03.html">آلن گئولزو</a> بسیار شبیه همان آبراهام لینکلنی بود که در ذهن داشتیم. یکی از منتقدان (گلن کنی) هم گفت این بهترین فیلمی است که اسپیلبرگ تاکنون ساخته است. اما مورخان و نویسندگان امریکایی که درباره آن دوره تاریخی مطالعه و پژوهش می‌کنند، ضمن اشاره به ارزش‌های فیلم، انتقاداتی را هم نسبت به آن مطرح کردند؛ مثل نادیده گرفتن یا کم‌اهمیت نشان دادن نقش برخی جریان‌های اجتماعی مخالف برده‌داری، زیرا به اعتقاد آن‌ها ابتدا بخشی از جامعه امریکا خواهان لغو برده‌داری شد، بعد سیاستمداران به این خواست عمومی پاسخ دادند؛ نه اینکه سیاستمداران و تصمیم‌گیران تصمیم گرفتند این کار را انجام بدهند و بعد جامعه را با این تصمیم همراه کردند. اما در کل، عموم مورخان و پژوهشگران از کلیت فیلم لینکلن (۲۰۱۲) و داستانی که در آن روایت می‌شد دفاع کردند و به بازآفرینی اسپیلبرگ از آن مقطع از تاریخ و شخصیت لینکلن و برخی چهره‌های هم‌نسل او نمره قبولی دادند. تحلیل مختصر و مفید جاشوا زیتز در <a href="https://www.theatlantic.com/entertainment/archive/2012/11/fact-checking-lincoln-lincolns-mostly-realistic-his-advisers-arent/265073/">نشریه آتلانتیک</a>، تحلیلی دقیق و گویاست. وی ضمن فهرست کردن چند اشتباه تاریخی و روایی در لینکلن (۲۰۱۲) می‌نویسد: «فیلم بی‌نقصی نیست، اما فیلم مهمی است».</p>
<p>نوشته <a href="http://tarikhblog.ir/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9%d9%84%d9%86-2012-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/">لینکلن (۲۰۱۲) فیلمی که باید دید؛ بازآفرینی کم‌نقص تاریخ</a> اولین بار در <a href="http://tarikhblog.ir">تاریخ بلاگ</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
